خرید بک لینک

با خیال تو به سر بردن اگر هست گناه . با خبر باش که من غرق گناهم هر شب
عشقی که تو را نثار ره کردم در سینه ی دیگری نخواهی یافت … زان بوسه که بر لبانت افشاندم سوزنده تر آذری نخواهی یافت
اضطراب هرگزغم فردا را فرو نمی نشاند فقط خون شادی رااز رگ امروز بیرون میکشد
بعضی عشق ها آتشین اما کم عمق و سطحی هستند گردبادی بر پای می کنند و زود هم سرد می شوند اما بعضی عشق ها عمیق است و ملایم چون یک نخ باریک شروع می شود و در طول زمان استمرار می یابد

برچسب: نویسنده: حامد شایسته تاريخ: سه شنبه 30 ارديبهشت 1393 ساعت: 15:32

 عشق بها دارد … من و تو بودیم و یک دریا عشق … حالا من هستم و یک دنیا اشک … اری عشق بها دارد …

برچسب: نویسنده: حامد شایسته تاريخ: سه شنبه 16 ارديبهشت 1393 ساعت: 18:25

هر اغازی را پایانی است صد حیف که اغاز عشق تو پایان عمر من بود !!!

برچسب: نویسنده: حامد شایسته تاريخ: چهارشنبه 10 ارديبهشت 1393 ساعت: 21:13

من آن گلبرگ مغرورم، که می میرم ز بی آبى، ولی با خفت و خارى پى شبنم نمی گردم چهار چیز است که نمیتوان آنها را بازگرداند… سنگ … پس از رها کردن! حرف … پس از گفتن! موقعیت… پس از پایان یافتن! و زمان … پس از گذشتن! اگه می تونستم مجازاتت کنم از تو می خواستم به اندازه ای که تو را دوست دارم مرا دوست داشته باشی

برچسب: نویسنده: حامد شایسته تاريخ: چهارشنبه 3 ارديبهشت 1393 ساعت: 16:15

اگه یه روز من مُردم و تو منو دوست داشتی پنج شنبه ها بیا سر ِ مزارم و گلِ سرخی رو روی قبرم بذار تا همیشه اون گلی که بهت داده بودم رو به خاطرم بیارم … ولی… اگه تو مُردی … من فقط یه بار میام مزارِت… میام و اون دسته گلِ سفیدِ مریم رو که با خون خودم سرخشون کردم ،برات میارم وعاشقانه کنارت جون میدم تا بدونی هیچ وقت تنها نیستی

برچسب: نویسنده: حامد شایسته تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1393 ساعت: 16:58

صفحه بندی